صفحه اصلی | اخبار | مجلات | محصولات ارغنون | دانلود | مقالات | اشتراک | فهرست فروشگاه ها
ماهنامه تخصصی موسیقی
تحلیلی، گزارشی، خبری
 
 
 
ماهنامه گزارش موسیقی - دوره چهاردهم، شماره 24 و 25
amadeus mozart - آمادئوس موتزارت خط حامل
فیگارو و انقلاب فرانسه
تحلیل جامعه‌شناختی فواصل موسیقی در فرهنگ‌های مختلف
رسانه و موسیقی در ایران  - قسمت دوم
دانش صدا سازی و آواز  - قسمت پایانی
موسیقی پیشرو در این رژیم جایی ندارد
برگشت به صفحه قبل
مقاله
فیگارو و انقلاب فرانسه
نویسنده : آلن وودز / ترجمه آسترکی
سومین سلسله مقالات جامعه شناسی موسیقی در این شماره به تحلیلی جامعه شناختی بر موتزارت و آثارش پرداخته شده است. ولفکانگ آمادئوس موتزارت از سوی بسیاری به عنوان بزرگترین موسیقی‌دان تمام اعصار تلقی و از جهات زیادی یک انقلابی محسوب می‌شد. یکی از دستاوردهای اصلی وی در زمینه‌ی اُپرا بود. پیش از موتزارت، اُپرا گونه‌ی هنری‌ای منحصر به طبقات بالا دست جامعه به حساب می‌آمد. این مسئله نه تنها در مورد افرادی که به دیدن اُپرا می‌رفتند صدق می‌کرد، بلکه در مورد شخصیت‌های دراماتیک، به ویژه قهرمانان روی صحنه نیز صادق بود. با اثر «عروسی فیگارو» با عنوان اصلی ایتالیایی (Le Nozze di Figaro)، همه چیز تغییر کرد. عروسی فیگارو داستان خدمتکاری است که در برابر ارباب خود می‌ایستد و او را می‌فریب می‌دهد.
سرآغاز این اپرای کاملاً شورشی، نمایشنامه‌ی «بیومارک1» بود که اشرافیت را به عنوان افرادی منحط، شهوت‌ران و فاسد ترسیم می‌نمود که در آن زمان به طرز خطرناکی انقلابی تلقی می‌شد. در یکی از گفتگوها، شخصیت اصلی (خدمتکار فیگارو) به خود این جرأت را می‌دهد که بگوید به اندازه‌ی اربابش شرافتمند است. در سالهای پیش از انقلاب فرانسه، این گفته اظهار نظری شورشی بود! و آنقدر خطرناک بود که لویی شانزدهم در ابتدا سعی کرد آن را ممنوع سازد. سرانجام این نمایش به روی صحنه رفت و اولین اجرایش در پاریس شورشی را بوجود آورد که موجب مرگ سه نفر گردید. این رخداد کوچک نشان واضحی از شکل‌گیری نا آرامی‌هایی در جامعه‌ی آن روز فرانسه بود. تنها پنج سال بعد طوفان باستیل رخ داد. بسیاری از انعام دهندگان متموّل هنر که در اجرای اولیه‌ی نمایش بیومارک حاضر بودند و بر اساس سلایق هنری و سیاسی‌شان میخندیدند و هو می‌کشیدند، در پایان به گیوتین سپرده شدند. این چنین است پایان نمایشی که ناپلئون بعد‌ها از آن به عنوان «انقلاب در عمل» نام برد.
مسلماً همیشه خطرِ فرو غلتیدن به ورطه‌ی خوانش‌های بسیار نامرتبط با آثار هنری نوشته شده در سال‌هایی که منتهی به انقلاب فرانسه و یا هر رخداد مشابه دیگری می‌شود، وجود دارد. اما مطمئناً معانی ضمنی آن‌ها آنقدر واضح به مسائل اجتماعی مرتبطند که نمی‌توان آن‌ها را محصول تصادفی نادر دانست. هر چند، هنرمندِ بزرگ فهم مختصری از سیاست داشته باشد، توانایی درک گسترش شرایط خاص اجتماع را دارد و می‌تواند به آن بیانی بسیار برجسته و حقیقی بخشیده، حتی قبل از آنکه این جریان تاریخی بطور آگاهانه از طریق قهرمان‌های عرصه تاریخ علنی شود. هر چند به معنی سیاسی کلمه موتزارت یک انقلابی نبود، اما فرزند زمان خود و محصول روشنگری‌ای بودکه می‌توانست با هنر خود اوج مفهوم تاریخی عصرش را به بهترین وجه بازتاب دهد. او گرفتار روحی شورشی بود که کاملاً با طبع خویش سازگار گشته بود. در عوض نفرت عمیق او از بی عدالتی و همدردی با ستمدیدگان یا نبرد برای حقوق آن‌ها و برای آزادی و قداست ساده‌ی انسانی تصادفی نبود و ریشه در تجربیات شخصی‌اش از زندگی داشت.
از آنجا که موتزارت در اواخر قرن هجدهم در وین می‌زیست، کاملاً از ماهیت فئودالیسم و شخصیت اشرافیت حاکم مطلع بود. بعید به نظر می‌رسد موتزارت از پیام انقلابی نمایش بیومارک عموزاده‌ی «ماری آنتوانت2» آگاه نبوده باشد. «جوزف دوم» پادشاهی نسبتاً پیشرو برای عصر خود تلقی می‌شد (به سبک فردریک کبیرِ پروس3 و کاترین کبیرِ روسیه4) نظام سرف‌داری (در قدیم الایام، رعیتی که روی زمین کار می‌کرد با زمین خرید و فروش می‌شد) را در سرزمین‌هایش ملغی ساخت و حق آزادی بیان را به طور نسبی به رسمیت شناخت، حتی تلاش کرد تا مزایای انحصاری اشراف را قطع نماید. در آن ایام دیدن اشراف در حال جارو زدن خیابان‌های وین به عنوان جریمه‌ای به خاطر قانون شکنی‌های جزئی معمول بود. او حتی در پیش پا افتاده‌ترین وجوه زندگی مردم نیز دخالت می‌کرد، تا جایی که قانونی در ممنوعیت زنان برای پوشیدن سینه بند در مجامع عمومی وضع کرد.

ادامه مطلب در مجله بخوانید...
بالا
مقاله
تحلیل جامعه‌شناختی فواصل موسیقی در فرهنگ‌های مختلف
نوشته: محسن شمس
فاصله در موسیقی یکی از مهم‌ترین و بنیادی‌ترین مسائل به حساب می‌آید. همان طور که می‌دانیم فواصل عامل اصلی پیدایش گام‌های مختلف هستند و گام‌ها نیز به نوبه خود اساس موسیقی یک جامعه را تشکیل می‌دهند. به همین دلیل وقتی ما بخواهیم یک نوع موسیقی را آنالیز کنیم، ناچاریم ابتدا گام‌های آن موسیقی را بشناسیم، و برای شناخت گام‌ها می‌بایست فواصل موجود در گام را بررسی کنیم. فواصل موسیقی را می‌توان از دیدگاه‌های مختلفی بررسی کرد. مهم‌ترین دیدگاهی که می‌تواند جایگاه فواصل متنوع را در فرهنگ‌های موسیقایی مختلف توجیه کند، دیدگاه جامعه‌شناسانه نسبت به این موضوع است. علت این امر این است که ما وقتی از موسیقی یک منطقه یا یک شهر یا یک کشور صحبت می‌کنیم با یک «جامعه» روبه‌رو هستیم و می‌دانیم که مردم این جامعه یک سلیقه موسیقایی مشترک دارند زیرا هویت و تاریخی مشترک دارند و مناسبات اجتماعی همسانی را تجربه می‌کنند. البته این سلیقه ممکن است در طبقات مختلف آن جامعه به شکل‌های مختلفی در بیاید و حتی ممکن است با سلایقی روبه‌رو شویم که با عُرف آن جامعه سازگار نباشد، اما به هر حال یک نقطه اشتراک میان سلایق مردم جامعه وجود دارد که موسیقی آن جامعه را منحصر به فرد می‌کند. ما در اینجا قصد داریم علت پیدایش فواصل گوناگون و به کار بردن آن‌ها را در موسیقی ملل مختلف (که فرهنگ‌های متفاوتی دارند) بررسی کنیم. به همین منظور در ابتدا یک مرور کلی بر مفهوم فرهنگ خواهیم داشت. فرهنگ یکی از الگوهای اجتماعی در جامعه است که خود از الگوهای کوچکتری تشکیل شده است. این الگوهای کوچک همان ارزش‌ها، باورها و قواعد جامعه هستند. اکثر مردم یک جامعه این الگوها را پذیرفته و از آنها تبعیت می‌کنند و در نهایت به وسیله این الگوها با یکدیگر اشتراک پیدا می‌کنند. آنها همواره در تصمیم‌گیری‌های خود، خواسته یا ناخواسته این الگوها را مدنظر می‌گیرند. به این ترتیب یک فرهنگ غالب در سراسر جامعه حُکم فرما می‌شود و هنر این جامعه نیز از همین فرهنگ نشأت می‌گیرد.

ادامه مطلب در مجله بخوانید...
بالا
مقاله
رسانه و موسیقی در ایران  - قسمت دوم
نوشته: فرید سلمانیان
موسیقی وچالشهای رسانه‌ای: قسمت اول این مقاله در شماره 8 و 9 گزارش موسیقی به چاپ رسید که در پی ادامه را می خوانید. چالشی‌هایی که هم اکنون نیز پیش روی هنرمندان و صاحبان رسانه‌ها قرارگرفته و به طرق گوناگون و در قالب فلسفه‌های کهنه و جدید مطرح می‌گردد این است که اگر هنرمندان نوآوری و خلاقیت هنری خود را تا سطح احساس و ادراک عموم مخاطبان تنزل دهند دیر یا زود انحطاط هنری فراگیر خواهد شد، و از آنجا که هنرمند برخواسته از متن مردم است و دارای تعهد هنری و رسالت تاریخی و اجتماعی است باید باعث روشنگری و ارتقاء ذوق و احساس هنری و ادراکی مخاطبان گردد و در این مصاف رسانه‌ها مهمترین نقش و مسئولیت را بر عهده دارند. از سویی دیگر، اگر رسانه فقط به زبان خواص جامعه تکلم نماید آنگاه از جایگاه جمعی و همگانی بودن سقوط کرده و به رسانه‌ای اختصاصی تبدیل خواهد شد. موسیقی توانسته است حضور خود را بر همه شئونات رسانه‌ای تحمیل نموده و ادامه حیات و کار رسانه را به وجود خود وابسته و معطوف سازد. نه تنها سازمان صدا و سیما در زمینه تولید موسیقی از تجربیات بسیار گرانبهایی برخوردار است که آرشیو بی بدیل آن مؤید این حقیقت است بلکه در گذشته نه چندان دور نیز تنها مأمن و پناهگا ه موسیقی‌دانانی بود که همواره به حفظ و صیانت از هویت فرهنگی خود بسیار دلسپرده بودند اما متاسفانه فرصت استفاده از این سرمایه عظیم به فراموشی سپرده شده است. موسیقی و رسانه که در طول حیات خود فراز و نشیب‌های فراوانی را پشت سرگذاشته اند در شرایط نوین تاریخی نیز باید بتوانند در مصاف و تعامل با یکدیگر جهت پاسخگویی به مطالبات و درخواستهای مخاطبان گوناگونی که غایب هستند تجربیات جدیدی کسب نمایند و ظرفیت‌های موسیقی را کشف و از آن استفاده مطلوب بنمایند. بی شک حضور آن دسته از آهنگ‌سازانی که در طول سالها‌ی 1320 تا 1356 با سازمان همکاری نزدیک داشتند ودر قالب ارکستر‌های گوناگون آثار فاخر و ماندگاری برجای گذاردند، می‌تواند الگوی مناسبی برای ادامه تعامل و همکاری مفید و ارزشمند جامعه هنری باشد. تولید این آثار نه تنها به توسعه و رشد زیباشناسی رسانه و جلب مخاطبان کمک موثری کرد به گونه‌ای که می‌توان آن مقطع زمانی را دوران طلایی موسیقی رسانه‌ای نامید چنانکه هنوز ساعاتی از پخش برنامه‌های موسیقی نگذشته بود مردم کوچه و بازار آنرا زمزمه می‌کردند، قابلیت‌های بیشتری در هنر موسیقی رسانه‌ای ارایه گردید. از این رو توجه به موسیقی و جلوه‌های آشکار و نهان آن از زمانی افزایش مضاعف یافت که رسانه‌های ارتباط جمعی در ابعاد کمی (تعداد ایستگاههای پخش امواج) و کمی (طبقه بندی شبکه بر اساس مختصات مخاطبین) کیفی گسترش یافتند. اگر چه اغلب رسانه‌های ارتباط جمعی به ضرورت وجود طیف گسترده مخاطبان و به تبع آن موضوعات قابل بیان جدول پخش روزانه آنها دارای آیتم‌های متعدد و گوناگونی است داشته ولی بنابر پای نظر سنجی‌های گوناگون هیچیک از آنان نتوانسته اند به اندازه معجزه موسیقی در جذب مخاطب وکسب رضایت آنان موثرتر باشد. این خصیصه به ناچار کاربری موسیقی در رسانه را چند وجهی ساخته است که متاسفانه در ایران کمتر مورد توجه متصدیان پخش شبکه‌ها قرار می‌گیرد کما اینکه تیتراژ برنامه‌ها و یا موسیقی متن فیلم‌ها وسریال‌ها بیشترین نقش در جهت یادآوری و تداعی موضوعات ذهنی و یا رفتار‌ی داشته و مصادیقی بارزی از تداعی معانی در رسانه محسوب می‌شوند که مخاطبان با پخش آنها در فضای نوستالوژیک اتفاقات پیشین قرار گرفته و اتفاقات گذشته در ذهن آنها مجسم می‌گردد و این پدیده نوظهوری نیست. متاسفانه تولید و به تبع آن پخش موسیقی در سازمان صدا وسیما چنان از منزلت و ضرورت والای رسانه‌ای به حاشیه کشانیده شده که کمتر آهنگ‌ساز و موسیقی‌دان حرفه‌ای به ادامه همکاری جدی با سازمان رغبت و تمایل نشان می‌دهد. خلا ناشی از عدم تعامل بین این دو استوانه سترگ ملی یعنی قدرت نخبگان و اعجاز رسانه، فقر شدید خلاقیت را در عرصه تولید موسیقی رسانه‌ای و حتی طرح مباحث نظری در مورد آن به دنبال داشته است و این خلاء رو به گسترش وتعمیق است. چند وجهی بودن کاربری موسیقی در رسانه همچنان که می‌تواند باعث اعتبار و ارتقاء منزلت و جایگاه موسیقی در رسانه و مالا در بین مخاطبان گردد به همان میزان هر نوع تسامح وکم توجهی و بی برنامگی وعدم دقت و حساسیت کافی در مورد چگونگی پخش برنامه‌ها می‌تواند موسیقی را تا حد ابزار عادی متنزل گرداند. آنچه موسیقی را از کالایی فرهنگی وهنری به سطح کالاهای مصرفی میان برنامه‌ای سقوط می‌دهد نگاه سیاست گذاران و دست اندرکاران پخش در استفاده غیرهنری از موسیقی جهت تبلیغ کالاهای مصرفی و معرفی برنامه‌های عادی و نوعا بی محتوی است، و از آن دردناکتر سلطه بی چون و چرای تبلیغات کالاهای گوناگون مصرفی میان برنامه‌ای بر موسیقی است که باید تغییر جدی در این مورد صورت پذیرد. شک نیست که همه کالاهای مصرفی نیازمند موسیقی نبوده و تکرار آنها زیان بار است به ویژه آنگاه که تولید موسیقی این قبیل کالاهای مصرقی توسط افراد غیر حرفه‌ای انجام می‌پذیرد. بنابراین می‌توان گفت در برنامه‌های شبکه‌های گوناگون چه به صورت زنده و چه در قالب ضبط شده استودیویی کمتر آیتمی رامی توان یافت - اگر نگوییم هیچ آیتمی - که بدون موسیقی تعریف شود بنابراین التزام و وابستگی رادیو وتلویزیون به موسیقی همزاد آن است ونمی توان این دو را از یکدیگر متمایز ساخت، لذا تصور شبکه‌ای بدون موسیقی (موسیقی سازی و یا موسیقی آوازی) تصوری موهوم و غیرواقعی است. بهرحال چه موسیقی را به عنوان فاکتور و آیتم اصلی جدول پخش شبکه‌ها بدانیم و چه به عنوان عامل معین و همراه کننده سایر برنامه‌ها بپذیریم هرگز نمی‌توانیم جایگاه و منزلت آنرا در رسانه کتمان کرده و نادیده انگاریم. به ندرت می‌توان شبکه‌ای را در جهان نشان داد که تبلیغات تجاری جزء آیتم‌های مهم آن تلقی نگردد زیرا به دلایل گوناگون که طرح آن خارج از حوصله این گفتار است پر مخاطب ترین بخش‌های شبکه‌ها را بخش‌های تبلیغاتی تشکیل می‌دهند. اگر در گذشته تصور می‌شد رقابت‌های تبلیغاتی و کسب در آمدهای ناشی از آن فقط مخصوص شبکه‌های خصوصی نوعا غربی است به گونه‌ای که آن شبکه‌ها بدون اتکا به درآمدهای مذکور نمی‌توانند به حیات خود ادامه دهند اکنون آشکار گردیده است که شبکه‌های صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که سازمانی دولتی است نیز نمی‌تواند از درآمدها‌ی سرشار تبلیغات کالاهای مصرفی و محصولات داخلی و خارجی چشم پوشی کنند. تبلیغات اکنون در کلیه شبکه‌های صدا و سیما و در هنگام پخش اغلب برنامه به حد ممکن وجود دارد این نکته را نباید فراموش کرد که اتکا به درآمدهای هنگفت تبلیغاتی بیشترین تهدید و خطرناک تری افت برای هنر جدی موسیقی محسوب می‌گردد، زیرا قالب و ساختار فانتزی و یا کمدی برنامه‌های تبلیغاتی بیش از هر چیز به شکل خاصی از موسیقی متکی است که متاسفانه تجربه گذشته تاکنون نشان می‌دهد که نازلترین نوع موسیقی در هنگام پخش اگهی‌های تبلیغاتی مورد استفاده قرار گرفته است که نه تنها با فرهنگ شنیداری عموم مردم سنخییت و تجانس ندارد بلکه باعث تغییر ذایقه موسیقایی آنان گردیده است. البته به ندرت می‌توان نمونه‌هایی از موسیقی تبلیغاتی رسانه‌ای یافت که اولا با فرهنگ موسیقایی کشور تناسب داشته باشد و ثانیا از نظر ساختار و اجرا دارای پیام و محتوی مناسبی باشد نظیر قطعه موسیقی (تولدت مبارک) که در مورد تبلیغ یکی از محصولات ماشین سازی در ایران بود.

ادامه مطلب در مجله بخوانید...
بالا
مقاله
دانش صدا سازی و آواز  - قسمت پایانی
نوشته: ریک گارد / ترجمه: سعید مجیدی
- تصوری از گشودگی: هنگامیکه نفس عمیق می‌کشید سینه ودنده‌ها باز‌تر شده و ریه‌ها در همین حین با هوا پر می‌گردند و از طرفی نرم کام خود را بالا برده و گلو را بازمی کنید. در حالیکه حنجره در موقعیتی آرام نگه داشته می‌شود.همه این اعمال برای تولید فضایی باز یا گشودگی در اندام صوتی خواننده است.به منظور برقرار ساختن ارتباطی نزدیک‌تر بین این حس گشودگی (باز بودن) و تنفس,تصور کنید نرم کام، گلوگاه و نای برای ریه‌ها مانند دهانه و دریچه‌ی ورودی عمل می‌کنند، شما می‌توانید مشت بسته‌ی دست خود را به داخل و پائین گلو پیش ببرید، بدون اینکه اطراف گلو را لمس کنید. در ضمن مواظب باشید حین انجام این تمرین فشاری به فک، گردن یا زبان خود وارد ننمایید. به هرحال این حالت گشودگی تأثیر بسزایی در پرطنینی و آمادگی صدای خوانندگان داشته و تمرینات مربوط به آن در اکثر متُدهای صداسازی خوانندگی جزو تمرینات پایه محسوب می‌شوند. البته این گشودگی به معنی دهان خیلی باز نیست، هرچند ممکن است در نت‌های بالاتر کمی بیشتر به باز شدن دهان نیاز داشته باشید، اما برطبق قانونی عمومی، دهان نباید از 2 انگشت بیشتر باز شود.

ادامه مطلب در مجله بخوانید...
بالا
مقاله
موسیقی پیشرو در این رژیم جایی ندارد
پیش نویس نامه برشت به پُل هیندمیت (احتمالاً 1934) / ترجمه: زهرا دخانی
هیندمیت عزیز، به من گفته‌اند که درگیر کشمکشی سخت با محافل حاکمه شده‌اید. آن‌ها به متونی که در گذشته برای موسیقی خود برگزیده‌اید، ایراد گرفته‌اند. بر آن شدم به شما بقبولانم که این تمایلات «ویرانگرانه» نوشته‌های من نیستند که شما را به همکاری با من واداشته است. بارها به من گفته‌اید که اندیشه‌های سوسیالیستی موضوع کار موسیقی‌دانان نیست. بنابراین، ناگزیرم نتیجه بگیرم که فقط نوعی قریحه‌ی ادبی، شما را سوی من کشانده است. من نتوانستم شما را قانع کنم که این قریحه‌ی ادبی نمی‌توانست قطعاً از اندیشه‌های سوسیالیستی جدا باشد. شما مصرّ بودید که می‌توان در صورت لزوم (که پیش از این نیز چنین موردی پیش آمد) سالنامه‌هایی درباره موسیقی تدوین کرد. حالا من برایتان سالنامه‌ای تدوین کردم؛ چه بسا همین امر موجب کشمکش با برخی محافل حاکمه شده باشد: فقط به پیشه‌هایی که می‌توانسته‌ام مناسب برخی از نام‌ها ابداع کنم تا به آن‌ها اندکی پرواز شاعرانه بدهم، فکر کنید... فرض کنیم پس از یورش سومین امپراتوری منحوس آلمان، اقدام به تدوین سالنامه‌هایی درباره موسیقی می‌کردید: از رفتارتان کمال رضایت حاصل بود، و از این طریق خوش خدمتی بزرگی را نشان می‌دادید. اما اکنون می‌شنوم که قریحه‌ی موسیقی شما نیز از اندیشه‌های خاصی جدایی ناپذیر است.

ادامه مطلب در مجله بخوانید...
بالا
محل تبلیغ شما
سعید مجیدی
 
   
 
درباره ما تماس با ما
 
  تمامی حقوق برای موسسه فرهنگی هنری ارغنون محفوظ می باشد و هرگونه برداشت مطلب با ذکر موخذ بلامانع می باشد.