صفحه اصلی | اخبار | مجلات | محصولات ارغنون | دانلود | مقالات | اشتراک | فهرست فروشگاه ها
ماهنامه تخصصی موسیقی
تحلیلی، گزارشی، خبری
 
 
 
ماهنامه گزارش موسیقی - دوره سیزدهم، شماره 22 و 23
پدیدار
میزگرد ضرورت آموزش موسیقی در مدارس ایران
نگاهی به دو کتاب آموزش موسیقی کودک
باورهای شیشه ای؛ بررسی موسیقی برنامه های کودک تلویزیون
خواندنی های شنیداری؛ فهرست تولیدات کانون پرورش فکری
 
برگشت به صفحه قبل
میزگرد
ضرورت آموزش موسیقی در مدارس ایران
گفتگوکننده: سعید مجیدی
در ایران همواره موسیقی و آموزش آن به کودکان و نوجوانان با محدودیت‌ها و مشکلات خاصی همراه بوده است، و خلاً آن از نگاه متخصصین انکارناپذیر است. اما کمبود موسسات آموزشی معتبر و با کیفیت به جهت فضای کافی و مناسب، مربیان با دانش، روش آموزشی درست و سودجویان فاقد تخصص و عدم اطلاع رسانی به خانواده‌ها آشفتگی‌ها و نگرانی را دوچندان می‌نماید. در این عرصه عده‌ای نیز با پرسش‌هایی که آموزش موسیقی برای کودکان چه فایده‌ای دارد؟ یا روش و متدولوژی درست و مناسب در آموزش موسیقی کودکان چیست؟ و پرسش‌های فراوان دیگر نگرانی‌های خود را ابراز نموده اند. با توجه به این نکات بر آن شدیم تا طبق روال این نشریه، در باب این موضوع نشست ویژه‌ای تشکیل داده تا شاید انتظارات جامعه پاسخ دهیم. پس از تحقیق و پژوهش بسیار، پرسش‌هایی طرح و با حضور آقایان علی ع. زاده محمدی (دکترای روانشناسی بالینی- متخصص موسیقی درمانی)، پیروز پ. ارجمند (دکترای اتنوموزیکولوژی)، ناصر فلاحی (کارشناس هنرهای آوایی وزارت آموزش و پرورش) مورد بررسی و واکایی قرار گرفت. آنچه که پیش روی دارید ثمره این تلاش جمعی است. امید که مورد استفاده مخاطبان فهیم و فرهیخته قرار گیرد.
گفتگوی اختصاصی گزارش موسیقی با علی زاده محمدی - پیروز ارجمند - ناصر فلاحی
تحقیقات جدید در مورد ضرورت و اهمیت آموزش موسیقی به کودکان چه نکاتی را بیان می‌کنند؟
ع. زاده محمدی: اگر نگاهی ساختاری به موسیقی‌داشته باشیم، به این معنی که ببینیم ساختارهای موجود در موسیقی چه میزان می‌تواند با رُشد و تکالیف درسی آموزشی همخوانی داشته باشد که در آموزش و پرورش وجود دارد، و چه اندازه موسیقی می‌تواند به رُشد کودک در یادگیری کمک کند. من فکر می‌کنم می‌توانیم جایگاه واقعی یا بحث علمی در مورد ضرورت آموزش موسیقی به کودکان را پیدا کنیم. بطورکلی چهار محور در موسیقی و آموزش آن به تدریج ساختارهای اصلی را می‌سازند. اگر این ساختارها جایگاهش در رُشد کودک مشخص شود، باعث درک بنیادین آموزش موسیقی به کودک می‌گردد. از نقطه نظر روانشناسان یا افرادی که کارکرد موسیقی در زمینه‌های روانشناختی را مطالعه می‌کنند، موسیقی فرآیند یا پدیده‌ای است که روند ساختارش (ریتم، ملودی، هارمونی) و روند پیشرفت و شکل‌گیری این ساختار با روند شکل‌گیری روانی کودک همسویی مشخصی دارد. بنابراین بطور تجربی نیز می‌توانیم بگوییم، موسیقی تواناییِ همسویی با تحول شناختی، روانی و عاطفی کودک دارد. جنبه‌های عاطفی و احساسی که در دوره‌های پیش دبستان، دبستان و ... وجود دارند، جنبه‌های شناختی و ذهنیِ کودک که قدرت تحلیل و تشخیص آن بر می‌گردد، در ساختارهای ریتمیک، ملودیک و هارمونیک موسیقی به خوبی دیده شده و به صورتی تحولی و تدریجی در رُشد کودک نیز وجود دارند. لذا ضرورتِ آموزشِ موسیقی به این دلیل است که می‌توانند روند رُشد عاطفی- شناختی را در کودکان تسریع بخشد. ثانیاً، آموزش موسیقی به کودک نقش مهمی در ارتباطات و تعاملات اجتماعی و فرافکنی کودک ایجاد می‌کند، بطوریکه در همه‌ی جهان از موسیقی برای تعدیل تخلیه انرژی کودک استفاده می‌گردد. این ضرورتی بوده که هیچ مرجعی نتوانسته است منکر آن گردد و به عنوان سومین ضرورت می‌توان گفت که موسیقی می‌تواند به آموزشِ دروس دیگر مثل ریاضیات از طریق ریتمیک کردن و غیره یا سایر برنامه‌های درسی کمک فراوان نماید.
در تکمیل مطالب شما می‌توانیم از تأثیر مثبت موسیقی در یادیاری (کمک به حافظه) نام ببریم که در گذشته نیز به خوبی از آن برای آموزش الفبا استفاده می‌شد.
من کارگاهی در زنجان داشتم که با استفاده از موسیقی به آسانی متون درسی بچه‌های عقب مانده‌ی ذهنی تدریس می‌شد. لذا، جدا از آموزش موسیقی و ارزش‌های نهفته در آن، از قبیل افزایش دقت و تشخیص، حتی می‌توانیم در آموزش بچه‌های دارای مشکلات ذهنی نیز استفاده‌های فراوان ببریم. در ضمن، از نظر فرهنگی نیز اگر کودک در آموزش‌های ابتدایی خود با مواردی از موسیقی خوب آشنا شود، در بزرگسالی در برخورد با موسیقی‌های معمول جامعه، نگاه دقیق‌تر و با قدرت شناختِ بهتری برخورد خواهد کرد.
تحقیقات جدید در خصوص ضرورت و اهمیت آموزش موسیقی به کودکان چه نکاتی بیان کرده اند؟
فلاح: باتوجه به اینکه در جوامع پیشرفته به نتایج خوبی در زمینه‌ی آموزش موسیقی به کودکان دست یافته‌اند، به قطع و یقین از ناحیه ما هم مورد تأئید است. اما اگر آموزش موسیقی به مفهوم کلاسیک و آکادمیک مورد نظر باشد، برای آموزش و پرورش امروز ما مقدور نیست. لذا استفاده از فاکتور‌هایی از موسیقی برای ارتقاء زمینه‌های شناختی بچه‌ها مدنظر می‌باشد که ما باید ظرفیت‌‌هایی که در حال حاضر می‌توانیم از آن‌ها استفاده کنیم را مورد توجه قرار دهیم، که البته ظرفیت‌های کمی هم نیستند. بطور مثال دفتر تکنولوژی آموزشی وزارت آموزش و پرورش مجموعه اشعار کتاب‌های درسی، خصوصاً کتاب فارسی مقطع ابتدایی را به صورت ترانه درآورده است، و این مجموعه به عنوان یک وسیله کمک آموزشی در اختیار دانش‌آموزان قرار گرفته تا بتوانند در کنار فراگیری دروس آموزشی از این ظرفیت نیز برای ارتقاء فرهنگ شنیداری بچه‌ها استفاده گردد که بطور کل ظرفیت بسیار خوبی است.
من از صحبت‌های شما اینگونه استنباط کردم که باید از ظرفیت‌های موجود در آموزش و پرورش استفاده کرد. حال که بحث به جای دیگری رفت. سوال این است؛ آیا نباید این ظرفیت‌های آموزشی را گسترش و افزایش داد؟
فلاح: در واقع برای اینکه فرآیند آموزش موسیقی در مدرسه انجام شود، نیاز به ایجاد قوانین و ضوابط مشخصی دارد که ابتدا باید توسط شورای عالی آموزش و پرورش تهیه و به تصویب برسد تا بعد نهادهای زیرمجموعه‌ی آن بتوانند در مدارس به فعالیت بپردازند. اما وقتی صحبت از ظرفیت‌های شناخته شده می‌کنم، منظورم فعالیت‌های موسیقایی است که در حوزه‌ی سرود مدرسه در حال انجام است، اتفاقاتی از قبیل تشکیل گروه‌های آوازی و سازی.

ادامه مطلب در مجله بخوانید...
بالا
از متد ارف تا چهارگاه
مهدی آذرسینا:
اگر چه متد ارف را يك موسيقيدان آلماني ابداع كرده ولي هدف از ابداع آن آموزش موسيقي خاص منطقه اي از جهان و يا آموزش موسيقي غرب نبوده است . بايد قبول داشته باشيم وقتي بعد از 80 سال اين متد در تمام نقاط دنيا در كار شروع آموزش موسيقي بكار گرفته مي شود معني اش اين است كه متدي كار ساز و مفيد و مورد تاييد براي همه جهان است . در طراحي متد ارف به دو مقوله مهم پرداخته شده است ، در درجه اول به استفاده از موسيقي درتعليم و تربيت افراد براي زندگي در جوامع پيشرفته و پيچيده امروز و در مرحله بعد آشنايي با موسيقي و نكات فني لازم در باره شناخت آن . در اين متد منظور اصلي پرورش موسيقيدان يا نوازنده و خواننده نيست، بلكه هدف اصلي ساختن ذهن و جسم و روان كودكان است كه در نهايت مردان و زنان زمان خود خواهند بود. منظور تربيت كودكاني است كه توان انديشيدن داشته باشند و خود ابداع كننده و چاره انديش و چاره گر شوند (خلق را تقليدشان بر باد داد) پرورش كودكان و افرادي متعادل در نظر است و نهايتا رشدِ مردمي موزون ، خوش گفتار و خوش كردار و داراي جسمي آماده براي فرا گرفتن مهارتهاي گوناگون درحرفه هاي امروز. از نظر فني و موسيقائي كارل ارف چون به اهميت كارهاي گروهي و اجتماعي در تعليم و تربيت آگاه بوده است ، تمام متدش را براي گروه كودكان پايه ريزي كرده است و تمام كودكان بدون استثناء نيازمند اين آموزش دانسته است حال اگر در موسيقي سنتي ما بر خلاف غرب و اركستر هاي بزرگ ، به تكنوازي و به فرد توجه مي شود و كارهاي گروهي مورد تاييد موسيقي سنتي نيست ، نمي توان گفت پس متد ارف صرفاً غربي است . ديگر اينكه فاصله هاي مورد استفاده در درسهاي آموزشي متد ارف ، فاصله هائي هستند كه در موسيقي ماهم به طور كامل مطرح هستند و كودكان به موقع و همزمان با هر آموزشي مي توانند با درجه بندي فاصله هاي موسيقي ايراني آشنا شوند و از اين نظر هم اتفاقا در اين متد كارل ارف گامي را مبناي موسيقي خود قرار مي دهد كه به گام پنتاتنيك معروف است و برخلاف تمام گامهاي موسيقي غرب كه از تسلسل 8 نت تشكيل مي شود گاميست با 6 نت و 5 فاصله و بيشتر در خاور دور و اسكاتلند مورد استفاده است . و اما مطلب اصلي اينكه نوع استفاده از اين متد ها ي آموزشي مهم است. اينكه چه كسي و با چه شناختي از مسير و مطلب و موسيقي ايراني به اين امر بسيار ظريف و مهم مي پردازد . در اين باره با آقاي ساسان فاطمي موافقم آن چيزي كه در اين سالها در ايران عَلَم كرده اند و به نام كلاس ارف در تمام كودكستانها و مدارس غير انتفاعي و مهد كودكها به آن مي پردازند ذهن كودكان را خراب مي كند ، همچنان كه آموزش تحميلي موسيقي سنتي در كلاسهاي سنتي و به روش شنيدن و تقليد از استاد مي تواند ايراد هاي تربيتي بسياري براي كودكان داشته باشد كه كمترين آن محروميت كودك از كودكيست، اگر چه كودك ايراني توان حفظ كردن «ماورا النهر» و «يقولونه» را هم دارد و اين عيب و ايراد ها ربطي به هدف و شيوه كارل ارف آلماني ندارد. معمولاً افرادي كه كمترين تخصص را در اين زمينه ندارند مربي‌گري اين كلاسها را به عهده مي گيرند که نه از موسيقي بطوركلي بهره اي دارند و نه از موسيقي ايراني و نه از تعليم و تربيت. مديران و متوليان اين مرا كز به اصطلاح تربيتي صرفاً از كم اطلاعي مردم در باره آموزش موسيقي بهره مي برند و اقدام به داير كردن چنين كلاس هائي مي كنند. آموزش رسانه اي درستي هم كه در كار نيست. كودكان ناچارند به موسيقي هاي بزمي و قهوه خانه اي عوام پسند قانع شوند. من در نوشته ها و در صحبت هاي خود بارها توجه به اين مهم را به برنامه‌ريزان دروس دانشكده هاي موسيقي يادآور شده ام و لزوم تربيت مربي موسيقي كودك از بين دانشجويان دوره كارشناسي و كارشناسي ارشد را گفته ام و در كتاب «از متد ارف تا چهارگاه» خود دقيقاً به همين ضايعه توجه داشته ام و در اجراي آهنگهائي براي كودكان و نوجوانان همين منظور را رعايت كرده ام. به هر حال اخيراً از منبع موثقي شنيده ام كه دانشگاه هنر در فكر بر قراري رشته تخصصي آموزش موسيقي، در دوره هاي خود است،كه چنانچه هشيارانه و جدي به آن عمل شود گره‌گشا خواهد بود.

ادامه مطلب در مجله بخوانید...
سودابه سالم:
سودابه سالم از جمله كساني است كه در عرصه موسيقي كودكان به صورت جدي فعاليت مي‌كند ولي مدتي ا ست كه با مشكل مواجه شده است. او مربي و آهنگساز موسيقي كودكان است و آلبوم‌هاي ‌ «بازي‌هاي موس» و «ترانه زمين» و كتاب‌هاي «بخوان با من، بساز با من» و «ترانه‌هاي من و ما» از جمله آثاري است كه در اين زمينه ارائه داده است. سالم از وضعيت موجود گله مي‌كند: «مگر كارهايي كه كرده‌ام ديده يا شنيده شده است؟ برنامه‌اي به نام طوطي و بازرگان اجرا كردم كه هيچكدام از مطبوعات راجع به آن چيزي ننوشتند. كساني كه با من حرف مي‌زنند، نه كارهاي من را ديده‌اند و نه شنيده اند، فقط اسم من به گوششان خورده است.» سالم عرصه موسيقي كودك را در ايران بسيار بغرنج توصيف مي‌كند و مي‌گويد: «خود كودك اصلا مهم نيست، چه برسد به موسيقي كودك. كار كودك فقط خلاصه شده به اينكه از آن پول دربياورند. يكي كتابي چاپ مي‌كند كه فقط چند تا نت و چند تا نقاشي در آن پيدا مي‌كنيد. يكي هم با گذاشتن اشعار ضعيف و سطح پايين، با موسيقي به مراتب ضعيف‌تر، اسم و رسمي براي خودش به هم مي‌زند و موسيقي كودك را به لجن مي‌كشد.» سودابه سالم عنوان موسيقي كودك را بسيار كلي و بزرگ مي‌داند و مي‌گويد:« اگر كودك مطرح است، اگر كتابي نوشته مي‌شود، اگر برنامه تلويزيوني ساخته مي‌شود، براي اين نيست كه دل كسي براي كودك مي‌سوزد، كسي كاري ندارد كه كودك چگونه مي‌خواهد به دنيا نگاه كند. دل همه فقط براي جيب خودشان مي‌سوزد و مي‌خواهند از اين راه پول دربياورند. براي همين است كه سطح كارها تا اين اندازه ضعيف است. واقعيت اين است كه چون كودك قدرت اجتماعي ندارد، هر چه را مي‌خواهند به او تحميل مي‌كنند و ادعا مي‌كنند كه بهترين كار را براي او انجام مي‌دهند.» سالم كتابي نيز به نام آموزش موسيقي در مدارس ابتدايي نوشته است كه هرگز ديده نشده است: «‌اين كتاب را براي بچه‌هاي مقطع ابتدايي نوشتم تا به سهولت با موسيقي آشنا شوند، ولي هيچ كس آن را نمي‌شناسد و هيچ كجا معرفي نشده و كسي صدايش را درنمي آورد.»

ادامه مطلب در مجله بخوانید...
بالا
نقد
باورهای شیشه ای؛ بررسی موسیقی برنامه های کودک تلویزیون
نوشته: هما شهسواری
«بگ بگ بگ بگ...بگ بگ بگ بگ»
این اصواتِ فعلا نامفهوم، سال¬های سال موسیقی تیتراژ برنامة کودک و نوجوان شبکة اول سیما بود. پسر بچه¬ای که ظاهرا اعصاب نداشت، دست¬ها در پسِ پشت گره کرده مدام عرض صفحه را طی می¬کرد. بعد یکهو يك پرنده سروكله‌اش پيدا مي‌شد و بعد از يكي دو بار چرخ زدن گوشة پرده را می¬کشید تا عنوان «برنامه کودک و نوجوان» را به ما نشان دهد و پسرك خودش هم از سر ذوق به هوا بپرد و پاهایش را با زاویه¬ای بیش از نیم صفحه(!) باز کند. البته باز معرفت کانال یکی¬ها که لااقل همین تیتراژ را ساخته بودند. کانال دو که موسیقی سریال «سلطان و شبان» ساختة زنده یاد بابک بیات را برداشته¬ و گذاشته بود روی چند تا عکس از کودکان و نوجوانان ایران‌زمین، و به عنوان تیتراژ به‌ ما نشان می¬داد. اما به جز تیتراژ ایرانی و مجری¬های وطنی، برنامة کودک و نوجوان کلی انیمیشن عروسکی و کارتونی و سریال¬های تلویزیونی و آیتم¬های کوتاه میان‌برنامه¬ای تولید داخل هم داشت.1
برای اکثر کودکان (به‌جز آنهایی که کلاس موسیقی می‌روند) موسیقی برنامه‌ی کودک تنها موسیقی‌ای است که مختص خود آنهاست و آنان را مخاطب قرار می‌دهد که این را هم خودشان انتخاب نمی کنند. درحقیقت ما بزرگترها هستیم که سلیقه‌ی موسیقایی فرزندان‌مان را شکل می‌دهیم و از آنجا که برنامه‌ی کودک عام ترین و فراگیرترین منشا موسیقی کودک است. در این خصوص شبکه‌های یک، دو و پنج (در تهران) شبکه هایی هستند که در ساعات مختلف، با عناوین گوناگون و برای گروه‌های سنی خردسال تا نوجوان، برنامه پخش می‌کنند. بنا بر دسته بندی دیگری که صورت گرفته است موسیقی‌ها به طور کلی به سه گروه تقسیم می‌شوند: تیتراژ برنامه ها، موسیقی متن که زیر صدای مجری یا مکالمات کارتون‌ها و فیلم‌ها به گوش می‌رسد و گروه سوم سرودها و آهنگ هایی است که پخش می‌شود. طی بررسی‌های صورت گرفته، حدود نیمی از زمان برنامه را به طرق مختلف موسیقی پرکرده است و جالب این‌که نسبت موسیقی‌های تولید ایران بسیار بیشتر از انواع غیرایرانی آن است. (حدوداً چهار برابر). نکته‌ی دیگر این‌که جدای از موسیقی‌های متن، موسیقی‌های باکلام در قیاس با بدون‌کلام زمان بیشتری را به‌خود اختصاص می‌دهد. بنابراین، گویا با توجه به زمان موسیقی برنامه‌ی کودک، فرزند ما، به‌عنوان یک کودک ایرانی، در حد قابل ملاحظه ایی شعر و موسیقی تولید ایران می‌شنود و نیاز موسیقایی اش به‌نحوی پاسخ داده می‌شود.
اگر با باورهای ایده ال بنگریم، ذهن کودک می‌تواند به‌گونه‌ای مطلوب از طریق برنامه‌‌های کودک تغذیه‌ی موسیقایی سالم و صحیح شود، آن‌ها به عنوان مخاطبان برنامه به مرور به درک و شناخت درست و فراگیری از موسیقی سرزمین‌شان می‌رسند؛ موسیقی‌ای که با فرهنگ، آداب و رسوم، زبان و زندگی‌شان عجین است. همچنین با سازهای مختلف از جهات گوناگون اعم از شکل و صدای سازها، و شاید حتی نحوه‌ی نوازندگی آنها آشنا می‌شوند. در همین راستا، ریتم‌های موسیقی ایرانی، چه از نوع متریک و یا غیرمتریک، هرروزه به گوش بچه‌ها می‌رسید و در طی زمان ریتم ایرانی برای آنها مانوس می‌شود، در حالی‌که کلاس موسیقی و تمرین ساز هم در کار نیست... چه بسا برای گروه سنی کودک آموزش غیرمستقیم مفیدتر از روش‌های دیگر باشد؛ آن هم زمانی‌که قصد آشنایی است و نه یادگیری حرفه ای. کودکان وقتی سرودها و آهنگ‌ها را از تلویزیون یاد می‌گیرند و باخود می‌خوانند، درحقیقت با فواصل و ملودی موسیقی ایرانی سروکار دارند. برنامه‌ی کودک هرروزه و به‌گونه‌ای کودک پسند، مخاطبان خود را با موسیقی ایرانی همراه می‌کند و به این ترتیب بدون وارد شدن به مباحثی نظیر ردیف، مایه، دستگاه و غیره، بچه‌ها موسیقی ایرانی را یاد می‌گیرند. آنهایی هم که موسیقی را جدی پی‌گیری می‌کنند به‌موقع به این موضوعات خواهند پرداخت. باز در باور ایده آل، به موسیقی نواحی نیز می‌توان پرداخت؛ موسیقی‌ای که بسیار غنی است، محتوایی دارد که با زندگی و پیشینه‌ی مردمش در ارتباطی تنگاتنگ بوده و همانند گویش و زبان خاص هر منطقه، معرف ساکنین آن منطقه است: موسیقی کردی، خراسانی، لری، آذری و ... موسیقی‌ای که وقتی صحبت از ایران و موسیقی ایرانی در میان است نمی توان به‌راحتی از کنارش گذشت و نادیده انگاشتش. افسانه ها، داستان‌ها و آداب و رسوم بسیاری با این موسیقی‌ها درآمیخته است و اتفاقاً بچه‌ها هم به‌راحتی می‌توانند با انواع خاصی از این موسیقی محلی ارتباط برقرار کنند. همان‌طور که دانش آموزان در مدرسه جغرافی می‌خوانند و مطالبی در رابطه با آب وهوا، گیاهان، کوه‌ها و رودها و محصولات کشاورزی و صنعتی و دامپروری مناطق مختلف یاد می‌گیرند، با موسیقی، میراث ارزشمند فرهنگی و هنری این نواحی هم در برنامه‌ی کودک آشنا می‌شوند.
در این باور، برنامه‌ی کودک برای آن دسته از بچه‌ها که از علاقمندان جدی موسیقی اند و می‌خواهند موسیقی را به‌طور حرفه‌ای دنبال کنند، کمک چشمگیری است، زیرا اولاً کودکان از طریق این برنامه‌ها ذهنیت کامل و جامعی از فرم و محتوای موسیقی ایرانی به‌دست می‌آورند و می‌دانند در پی چه هستند و ثانیاً اگر مایلند نوازندگی سازی را نیز بیاموزند، در انتخاب آن دچار اشتباه یا سردرگمی نمی شوند. به این ترتیب به نظر می‌رسد آینده‌ی موسیقی ایرانی هم تاحدی تضمین شده باشد.

ادامه مطلب در مجله بخوانید...
بالا
مرور
خواندنی‌های شنیداری؛ فهرست صفحه‌های گرامافون برای کودکان و نوجوانان
تاریخچه: كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، مؤسسه دولتي، فرهنگي، و هنري داراي وسيع‌ترين شبكه كتابخانه‌هاي كودك و نوجوان و از مهم‌ترين و معتبرترين توليدكنندگان و ناشران كتاب‌هاي اين دو گروه سني در ايران، و تهيه‌كننده مهم فيلم‌ها و ساير فرآورده‌هاي فرهنگي براي كودكان و نوجوانان است. كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان در دي‌ماه 1344 به‌عنوان مؤسسه‌اي فرهنگي، هنري، و غيرانتفاعي، زيرنظر دفتر فرح پهلوي (ديبا) تأسيس شد و پس از انقلاب اسلامي، همچنان به‌عنوان شركتي دولتي وابسته به وزارت آموزش و پرورش به فعاليت خود ادامه مي‌دهد. وظايف آن طبق اساسنامه عبارتند از: تأسيس مراكز عرضه كتاب و آموزش‌هاي فرهنگي و هنري مخصوص كودكان و نوجوانان در نقاط مختلف كشور؛ توسعه و تكميل كتابخانه‌هاي عمومي ثابت و سيار؛ همكاري با مؤسسه‌ها براي ايجاد بخش‌هاي ويژه كودكان و نوجوانان؛ تهيه و انتشار محصولات سمعي و بصري؛ تدارك وسايل و كلاس‌هاي آموزشي؛ توليد، خريد، توزيع، نمايش، و فروش فيلم‌هاي سينمايي و تئاتر مخصوص كودكان و نوجوانان؛ ايجاد كتابخانه‌هاي سيار و پستي براي عرضه كتاب مناسب به كودكان و نوجوانان در روستاها و مناطق محروم و همكاري با سازمان‌هايي كه خدمات مشابهي ارائه مي‌كنند؛ كمك به توسعه و ترويج ادبيات و هنر كودكان و نوجوانان از طريق تشويق نويسندگان و طراحان، هنرمندان، ناشران، و همكاري با آنها؛ و همكاري با كليه مؤسسه‌هاي ايراني و غيرايراني كه هدف‌هاي آنها با اهداف كانون مشابه است. از مجموعه منابع دیداری- شنیداری که برای کودکان و نوجوانان تولید شده است می‌توان به صفحه‌های گرامافون اشاره کرد. در ایران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در نخستین سال تاسیس (۱۳۴۵) اقدام به تهیه نوار کاست و صفحه گرامافون کرد. در این سال صفحه‌ی «دختر دریا» به بازار آمد. اما پس از آن تا سال ۱۳۵۰ دیگر صفحه‌ای به بازار نیامد. در دهه‌ی ۱۳۵۰ کانون پرورش فکری کودکان مجدداً اقدام به تولید صفحه در۳ مجموعه‌ی قصه‌ها، صدای شاعر و زندگی و آثار کرد. افزون بر مرکز تهیه و نوار و صفحه برای کودکان و نوجوانان، در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، شرکت صنایع چاپ ایران و گراور سازی لاله بود که در اواخر دهه‌ی ۴۰ مجموعه‌ای با عنوان «هُدهُد قصه‌گو» تهیه و تولید کرد. به غیر از ۶ عنوان صفحه، اطلاع بیشتری در مورد فعالیت‌های این شرکت در دست نیست. کتابخانه تحقیقاتی موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان پس از شناسایی این منابع توانست ۴۴ عنوان صفحه گرامافون برای کودکان و نوجوانان به زبان فارسی و ۵ صفحه گرامافون برای کودکان و نوجوانان به زبان انگلیسی و فرانسه که در دهه‌ی ۴۰ و ۵۰ در دسترس کودکان و نوجوانان بودند برای مجموعه‌ی خود تهیه کند. برخی از این صفحه‌ها همراه با کتاب داستان و تصویرهای پاپ‌آپ هستند. بعد از انقلاب فعاليت مركز موسيقي کانون، بيشتر در زمينه شناخت موسيقي نواحي ايران، سرودهاي ملي و حماسي، تعزيه، و نيز ساخت موسيقي متن براي فيلم‌هاي ساخته شده، و توليد نوارهاي ترانه‌هاي كودكانه بوده است.

ادامه مطلب در مجله بخوانید...
بالا
محل تبلیغ شما
 
 
   
 
درباره ما تماس با ما
 
  تمامی حقوق برای موسسه فرهنگی هنری ارغنون محفوظ می باشد و هرگونه برداشت مطلب با ذکر موخذ بلامانع می باشد.