صفحه اصلی | اخبار | مجلات | محصولات ارغنون | دانلود | مقالات | اشتراک
ماهنامه تخصصی موسیقی
تحلیلی، گزارشی، خبری
 
 
 
ماهنامه گزارش موسیقی - دوره اول، شماره 1
Reza Vali-رضا والی پرونده رضا والی
زندگینامه
کارنامه
گفتگو
مرور آثار
معرفی گروه
زندگینامه
رضا والي در سال 1331 در قزوين متولد و با تحصيل در رشته موسيقي از هنرستان موسيقي فارغ‌التحصيل و در سال 1351 با عزيمت به اتريش در آكادمي موسيقي وين مشغول به تحصيل در رشته موسيقي و آهنگسازي شد. او در سال 1363 در رشته تئوري و آهنگسازي از دانشگاه پيتسبرگ مدرك دكترا (PHP) گرفت و اكنون عضو هیئت علمي گروه موسيقي دانشگاه پيتسبرگ پنسيلوانيا است. آثار والي شامل قطعاتي براي اركسترهاي بزرگ، كوارتت زهي، پيانو و آواز، موسيقي الكترونيكي و رايانه‌اي، و موسيقي مجلسي است. جايزه‌ي افتخاري وزارت فرهنگ و هنر اتريش، دو جايزه اندرو دبليو ملون فلوشيپ(1) ، جوايزي از شوراي هنر پنسيلوانيا و بورس‌هايي از گروه هنري كرونوس كوارتت(2) گروه موسيقي نو پيتسبرگ و فيلارمونيك شمال‌شرقي پنسيلوانيا از يادبودها و جوايزي هستند كه او تاكنون دريافت كرده است. در دسامبر 1991 بنگاه فرهنگي پيتسبرگ، او را به عنوان پديده‌ي برجسته هنري معرفي كرد و جايزه دستاورد خلاق را به او داد. ديويد استاك(3)، آهنگساز و منتقد عقيده دارد رضا والي پس از بارتوك يكي از موفق‌ترين آهنگسازاني است كه توانسته موسيقي محلي را با موسيقي كلاسيك غربي به شيوه‌اي بي‌نظير و با همان جذابيت آثار اصلي تلفيق كند. آثار والي تاكنون در بسياري از كشورهاي آمريكا، اروپا، آمريكاي جنوبي و استراليا اجرا شده و تحسين منتقدان را برانگيخته است. نخستين كوارتت زهي او براي اولين‌بار به وسيله‌ي گروه كوارتت كرونوس اجرا شد و روزنامه لوس‌آنجلس تايمز با اطلاق صفاتي چون مصمم، مستدل و دراماتيك پرشور، آن را تحسين كرد. بسياري از آهنگسازان اواخر سده‌ي نوزدهم و اوايل سده‌ي بيستم، موسيقي محلي سرزمين مادري خود را به عنوان منبع الهام براي آثارشان به كار ‌برنده اند. به عقيده‌ي بعضي از آهنگسازان، همچون استراوينسكي، اين شيوه حماقتي زودگذر بود كه خيلي زود با نئوكلاسيسيسم دنبال شد. اين شيوه از منظر آهنگسازان ديگر، يكي از چندگونه مدرنيسم بود. بلا بارتوك، مانوئل دوفايا، و زولتاي كداي از مهم‌ترين آهنگسازان اروپايي هستند كه موسيقي محلي را منبع تصنيف آثارشان قرار دادند. رضا والي از زمره‌ي آهنگسازاني است كه آثار محلي ايران را به عنوان اساس تصنيف موسيقي كلاسيك غربي به كار مي‌برد. والي از هنگام هنرآموزي در هنرستان موسيقي تهران تاكنون، به گردآوري آثار موسيقي محلي ايران پرداخته است. سپس هم براساس آنها آهنگ ساخته و هم قطعاتي با سبك‌هاي محلي نوشته است كه همان موسيقي محلي مجازي(4)است كه بارتوك از آن ياد مي‌كرد. والي در سال 1357 نخستين سري آثار محلي براي پيانو و آواز را به پايان رساند. سه سري ديگر هم در اوايل سال 1360 آماده شدند براي پيانو و آواز بودند اما او در سال 1363 نوشتن آثار محلي براي سازهاي گوناگون را آغاز كرد كه از آنجمله سري پنجم براي گروه‌هاي كوچك، تكخواني و همخواني و كودكان، سري ششم براي هارپسيكورد و آواز، سري هفتم و دهم براي آواز و اركستر مجلسي و سري هشتم براي آواز و گروه‌هاي كوچك مجلسي هستند.فهرست کامل آثار تا امروز در جدول آمده است.

1- A. W. Mellon Fellow ships
2- Kronos Quartet
3- David Stock
4- Imaginary
5- Extended techniques
6-Marielena Arizpe
7-Alvaro Bitran
8- Quateto latino Americano

بالا
کارنامه
ارکسترال:
موسیقی آغازین(1988) 9 دقیقه ارکستر فلارمونیک Northeastern. سه قطعه برای ارکستر(1989) 15 دقیقه اجرای .Three Rivers Young Peoples Orchestra چهارموومان برای کوارتت زهی و ارکستر زهی (1992) 30 دقیقه کوارتت زهی "سولی" / ارکستر زهی. عزا (1992) 9 دقیقه تکنوازی ویلن / ارکستر زهی. دیلمان (1995) 20 دقیقه ارکستر بزرگ / نی / بربط.
ارکستر مجلسی:
هفت آواز محلی ایرانی سری شماره 7 (1986) 15 دقیقه برای تکخوان (سوپرانو) و ارکستر مجلسی . اجرای آنسامبل موسیقی جدید پیتسبورگ . رهبر ارکستر رابرت بلک. آوازهای محلی سری شماره 10 (1993) 15 دقیقه برای تکخوان (سوپرانو) و ارکستر مجلسی . درویش و موبد (1994) 26 دقیقه موسیقی برای یک باله خیالی. در هفت صحنه برای تکنوازی ویلنسل و ارکستر مجلسی. کنسرتو برای فلوت و ارکستر (1998) 20 دقیقه اجرای ارکستر مدرن بوستون. فلوت: آلبرتو آلماز، رهبر ارکستر مدرن بوستون: "گیل رز". آوازهای محلی سری شماره 14 (1999) برای تکخوان سوپرانو.
آنسامبل مجلسی:
وزنه (1982) 10 دقیقه برای تکخوان سوپرانو. 5 طرح برای چندین پیانو (1983) 12 دقیقه 4 تا 16 پیانو (آکوستیک- الکتریک- یا دیجیتال) آرمان (1984) 10 دقیقه تکخوان سوپرانو / کوارتت زهی . کوارتت زهی شماره 1 (1987) 26 دقیقه اجرای کرونوس کوارتت. آوازهای محلی شماره 8 (1989) 15 دقیقه تکخوان سوپرانو یا تکخوان متسو سوپرانو. آواز و رقص (1990) 16 دقیقه اجرای آنسامبل کارنگی ملون. رهبر نیژان لیبوویچ شبی قوی (1990) 15 دقیقه اجرای مدرسه علوم کامپیوتر دانشگاه ملون کارنگی. کوارتت زهی شماره 2 (1991) 30 دقیقه آوازهای محلی شماره 11 (الف) (1995) 9 دقیقه چهار ویولنسل. آوازهای محلی شماره 11 (ب) (1995) 9 دقیقه کوارتت زهی . آوازهای محلی شماره 12 (الف) (1996) 13 دقیقه اجرای کوارتت لاتینو آمریکانو، تکخوان سوپرانو، کوارتت زهی ، پیانو. آوازهای محلی شماره 12(ب) (1996) 5 دقیقه برای چهار ویولنسل. آوازهای محلی شماره 13 (1996) 14 دقیقه برای چهار ویولنسل. آوازهای محلی شماره 15 (1999) 24 دقیقه اجرای نوازندگان مجلسی سیاتل. خوشنویسی (1999) (کالیگرافی) 12 دقیقه کوارتت زهی. زند (1999) 5 دقیقه برای چهار ویولنسل.
کرال:
سروش (1984) 20 دقیقه برای گروه کر و ارکستر. چهار آواز محلی ایرانی شماره 5 (1984) 9 دقیقه اجرای آنسامبل موسیقی جدید پیتسبورگ. سوپرانو. کر کودکان (یا کر زنان) / هارپ / پیانو / پرکاشن. محلی ایرانی (1987) 5 دقیقه گروه کر (سوپرانو- آلتو- تنور- باس)، آکاپلا یا با همراهی کیبورد .
تکنوازی / دونوازی:
چهار آواز ایرانی شماره 1 (1987) 12 دقیقه تکخوان سوپرانو یا متسو سوپرانو/ پیانو. اشارات (1981) 10 دقیقه تکخوان پیانو. نه آواز محلی ایرانی شماره 2 (1982) 12 دقیقه تکخوان سوپرانو- پیانو. ده آواز محلی ایرانی شماره 3 (1983) 8 دقیقه تکخوان سوپرانو یا متسو سوپرانو/ پیانو. هشت آواز محلی ایرانی شماره 4 (1983) 10 دقیقه تکخوان سوپرانو یا متسو سوپرانو/ پیانو. آیسبرک (1983) 7 دقیقه پیانو. یادواره ها (1985) 9 دقیقه ملودی پیانو. هفت آواز محلی ایرانی شماره 6 (1986) 7 دقیقه تکخوان سوپرانو- ترکیب هارپیسکورد. آواز (1987) 7 دقیقه تکخوان فلوت. آوازهای محلی شماره 9 (1991) 18 دقیقه فلوت و ویولنسل. آوازهای محلی شماره (c12) (1996) 5 دقیقه ویولنسل- پیانو
بالا
گفتگو
لازم است دیدگاهمان از لحاظ چندصدایی اروپایی عوض شود
گفتگوی اختصاصی سروش ریاضی با رضا والی - گزارش موسیقی
با بررسی مجموعه آثار شما از آغاز تاکنون، شاهد گونه های متنوعی از خلق آثار هستیم، در این باره توضیحی می دهید؟
دوره آهنگساری من به 3 دوره تقسیم می شود: طی سالهای 1980 تا 1989 که آثاری کاملا مدرن شامل قطعات کوچک پیانو، کوارتت زهی سری 10 (1988) و قطعات کوارتت زهی بهمراهی آواز که فاقد عناصر فولکلور ایرانی است و دارای ساختار آتونال به پیروی ازمکتب دوم وین می باشد. به موازات آن از اوائل 1990 شروع به خلق آثاری بر اساس فولکلور نمودم که کاملا از مدرنیسم موومانه گرفته شده و بین سالهای 1990 الی 2000 که کاملا فولکلور هستند.
آیا همیشه موسیقی محلی ایران در آثار شما مرکزیت داشته یا این مربوط به دوره خاصی از کارهای آهنگسازی شماست؟
تمامی آثار من، حتی قطعات کوچک، در حوزه زیبائی شناسی موسیقی ایرانی دور زده، مرکز ثقل موسیقی من و حتی قبل از آن بخصوص از اواخر 1978 روی موسیقی محلی ایرانی بوده است. باید یادآور شوم که من اتنوموزیکولوگ نیستم ولی از عناصر موسیقی محلی، بخصوص از دوران تحصیل در هنرستان موسیقی که جمع آوری می کردم بعنوان دستمایه بهره برداری می کردم. در واقع محقق موسیقی محلی نبودم و تنها بعنوان ماده خام به منظور آهنگسازی استفاده می کنم.
از چه زمانی و بر چه اساسی موسیقی محلی ایران را بعنوان بستر فرمال قطعه بکار گرفتید؟
در سال 1978 چهار آواز محلی ایرانی برای پیانو و آواز اجرا کردم که خیلی در اروپا مورد استقبال قرار گرفت، که در آن اثر، آواز بصورت ساده خوانده می شد و پیانو در قالب بسیار ساده و حتی آتونال و بدون هارمونی به شکل تصویری از آن، آواز را همراهی می کرد، مثل دو تصویر جداگانه که از دو صفحه تلویزیون ولی در کنار هم پخش شود و شما آنها را همزمان و با هم نگاه کنید. از آن پس تصمیم گرفتم این ساختار را ادامه دهم.
برخورد اولیه شما وقتی با ملودی محلی/دستکاهی آشنا میشوید که برای حضور در کارتان مناسب است چیست؟ به عبارت دیگر به چه عواملی می اندیشید که یک نوای محلی/دستگاهی برای استفاده در کارتان مناسب است؟
در این مورد 2 ویژگی بسیار در آهنگسازی کمک می کند: 1- دست نخوردن ملودیهای بکر موسیقی محلی 2- عدم هارمونیزه کردن قطعات محلی به شکل غربی
ملودیها و عوامل فولکلور در آثار شما به حدی عمیق و جدی است که نمی توان حدس زد چنانچه این ملودیها و عناصر فولکلور از آثار شما حذف شود چه اتفاقی می افتد، نظرتان را در این باره بفرمائید؟
مرکزثقل آهنگسازی ام موسیقی محلی بوده و تکنیک های مختلفی استفاده کردم که 4 آواز محلی بهمراه پیانو آغازی برای اینگونه آثار بود که ادامه این مجموعه تا به امروز به آثار متعددی انجامیده که آخرین آن مجموعه شماره 16 به نام "مهربود" روی شعر مولانا است که توسط ارکستر پیتسبورگ ماه می سال 2006 اجرا شد. من قصدم هارمونی کردن قطعات محلی نبوده و بیشتر روی بافت موسیقی کار کردم. یکی از دلایلی که موسیقی محلی استفاده کردم به این خاطر بود که چون ما مجبور بودیم با آلات غربی به آهنگسازی بپردازیم تنها با استفاده از موسیقی بکر محلی بود که ما را از غرب متمایز می کرد. زیبایی شناسی آثارم بر موسیقی محلی بنا نهاده شده و تا پیش از سال 2000 زیر بنا موسیقی غرب بود که چه از جهات ارکستراسیون، استفاده گام دوازده صدایی باخ شیوه آهنگسازانی از این دست مانند "کارلوس شاوز"، "ویلالوبوش"، "بلابارتوک" و "زولتان کدای" و .... را دنبال می کردم که از سال 2000 تاکنون این شیوه را تغییر دادم و این بار موسیقی ایرانی را زیر بنا و موسیقی غربی را رو بنا استفاده می کنم، در واقع من بعنوان یک آهنگساز به زیر بنا فکر می کنم. البته مجموعه شماره 16 اخیرم بدلیل قراردادی که با ارکستر پیتسبورگ داشتم مجددا برگشتی به دوران قبل کردم که از آثار ایندست مستثنی است.

ادامه مطلب در مجله بخوانید...
بالا
مرور آثار
persian folklore-ترانه های محلی ایران آهنگ‌هاي محلي سري يازدهم "ب"
آهنگ‌هاي محلي سري يازدهم «ب» براي كوارتت زهي در دو موومان، ندبه و رقص محلي است. ندبه با ملودي خاطره‌انگيز اشاره به آواز دشتي تنظيم براي ويلنسل شروع مي‌شود. اصوات همراهي ‌كننده، حركت ملايم هارموني‌ها را شامل مي‌شود كه طرح كلي آنها بر فواصلي متشكل از سي بمل تا مي بكار است. كشش حاصل از صعود به بالاترين ناحيه‌ي صوتي تكنواز ويلنسل به شكل كادانس كاهش مي‌يابد.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...
آهنگ‌هاي محلي سري نهم
آهنگ‌هاي محلي سري نهم، براي فلوت و ويلنسل شامل هشت آهنگ است، كه بعضي براساس ملودي‌هاي اصيل محلي، و بعضي آهنگ‌هاي محلي مجازی هستند كه به سبک مشابه تصنيف شده است. نوازنده‌ي فلوت درواقع چندين فلوت مختلف شامل فلوت كنسرت، فلوت آلتو، فلوت باس، و پيكولو طي قطعات مي‌نوازد. نوازنده ويلنسل علاوه بر نواختن ويلنسل شيشه‌هاي بلوري (كريستال) با كوك موسيقائي و تام‌تام مي‌نوازد و همچنين گاهي مي‌خواند و سوت مي‌زند.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...
قطعه‌اي در چهار موومان
قطعه‌اي در چهار موومان فرم كوارتت كلاسيك را دنبال مي‌كند: موومان اول و آخر داراي فرم سونات هستند، موومان دوم اسكرتسو و سوم مووماني آهسته و درون‌گرايانه است. اساس ساختار سراسر قطعه از يك ارگان كوچك موتيف مانند نيم‌پره‌اي (مي به فا) تشکیل شده است كه در ميزان‌هاي آغازين شنيده مي‌شود. در بخش گسترش موومان اول اين ارگان كوچك بسط، انتقال و دوباره روي خودش منطبق مي‌شود. در پايان موومان اول، با ارائه‌ي نت‌هاي يك‌چهارم پرده حول نت سي بمل نهايي، كششي ايجاد و آنگاه حل مي‌شود. موومان دوم موتيف نيم‌پرده با يك پرده‌ي كامل (نت لا بكار به سي بكار) طي حركت بي‌وقفه‌اي در پس‌زمينه‌ي اركستر بسط مي‌يابد و همزمان كوارتت به تنهايي يك ملودي محلي اجرا مي‌كند. تک‌نواز ويلن كه در بخش مياني پديدار مي‌شود، يك ندبه عشايرگونه‌ي اندوهگين به ياد مي‌آورد. موومان سوم (محزون) كه به ياد پدر آهنگساز نوشته شده، از پرده‌ي سوم اپراي تريستان و ايزولد واگنر الهام گرفته شده است.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...
Flute concerto & deylaman-کنسرتو فلوت و دیلمان کنسرتو برای فلوت و ارکستر
کنسرتو برای فلوت و ارکستر توسط پروژه ارکستر مدرن بوستون سفارش داده شد و برای اولین بار در 13 فوریه 1998 توسط آلبرتو آلماز، تکنواز فلوت و ارکستر مدرن بوستون به رهبری گیل رز اجرا شد. موومان های اثر متاثر از دو نوع موسیقی محلی و سنتی ایران است. موومان نخست برای فلوت، ارکستر زهی، سازهای کوبه ای و هارپ طرح شده است. نوازنده ی فلوت تحت تکنیک گسترده از زمزمه همزمان نوازندگی استفاده می کند این تکنیک که در ایران به زمزمه معروف است موجب می شود که هارمونیک های بالا در فلوت به ارتعاش درآمده و صدای فلوت به صدای نی شباهت پیدا کند. موومان دوم که از لحاظ سرعت خیلی تند و دارای ریتم لنگ است از ادوار ریتمیک استفاده می کند. چنین دوری شامل هفت ضرب است که به 5+5+7 تقسیم بندی می شود. اول قطعه با "دارابوکا" آغاز می شود، این دور همانگونه که موومان ادامه می یابد، تکرار می شود.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...
دیلمان
ترکیب موسیقائی دیلمان قویاً متاثر از سیستم دستگاهی ایران است. قطعه با اشاره به دستگاه همایون آغاز و بوسیله آواز دشتی دنبال می شود، بکارگیری پیاپی دانگ های این دو مد منتج به نوعی خاص از موسیقی چند صدائی ایرانی می شود. 2 ساز ایرانی، نی و بربط (عود) به ارکستر سمفونیک غربی در دیلمان اضافه می شود. در این ضبط صدای نی بوسیله فلوت با بکارگیری از تکنیک گسترده زمزمه همزمان نواختن تولید شده است. در قسمت دوم، موسیقی از قلمرو موسیقی ایرانی خارج و به سمت جهانی شدن می رود. اقتباس های کوتاه از موسیقی اروپا (بتهوون، بروکز، مالر، واگنر) آفریقا(آهنگ های محلی آفریقا) و آمریکای لاتین (آهنگ های محلی پرو) با هم تلفیق می شوند، تمامی تقسیمات روی فواصل پنجم کامل و چهارم کامل هستند آنگونه که والی معتقد است این فواصل اصولی ترین فواصلی برای تمام بشریت می باشند.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...
calligraphy-خوش نویسی کوارتت زهی شماره 2
کوارتت زهی شماره 2 در سال 1992 تصنیف شده اثر نخستین بار در 7 آوریل 1992 در پیتسبرگ توسط کوارتت لاتینو آمریکانو اجرا شد. این اثر دوره ی جدیدی در موسیقی والی معین می کند: حرکتی از زیبائی شناسی موسیقائی مدرنیته که طی دهه 80 میلادی در آثارش مشهود بوده و جاذبه ای بسمت یک تونال- مدال بر اساس ترکیب موسیقی عمیق متأتر از موسیقی محلی ایران است. کوارتت زهی شماره 2 از فرم کوارتت کلاسیک پیروی می کند، موومان های اول و چهارم به فرم سونات هستند. موومان دوم اسکرتسو بوده و موومان سوم، موومان آهسته ای تحت عنوان عزا است.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...
کوارتت زهی شماره 3
کوارتت زهی شماره 3توسط دوستان آریزونائی موسیقی مجلسی سفارش داده شد و برای کوارتتو لاتینو آمریکانو نوشته شد. این سفارش کوارتت توسط خانم فاریا وحدت- رتلر بخاطر بنیان گذار ارکستر سمفونیک تهران، پرویز محمود حمایت شد، این کوارتت نخستین بار در 6 فوریه 2002 در توسکان توسط گروه کوارتتو لاتینو آمریکانو اجرا شد. مواد موسیقائی اثر مشتق از موسیقی سنتی ایران است. خصوصیات مدال قطعه، دقیقاً کوک، ریتم و فرم وابسته به سیستم دستگاهی ایران است. قطعه مشتمل از 3 موومان پیوسته (لارگو، مولتو آلگرو، لنتو) بدون انقطاع نواخته می شود. کوارتت زهی بر اساس دستگاه نوا است. گام نوائی که والی برای قطعه استفاده کرده است: دو – ر کرن- می- فا- سل- لا- سی- دو است. دستگاه مشتمل از دو دانگ بهم پیوسته با نت فا بعنوان تونیک می باشد.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...
خوش نویسی ها
خوش نویسی ها در جولای 1999 برای کوارتتو لاتینو آمریکانو نوشته و کامل شد. این اثر توسط کوارتتو لاتینو آمریکانو در 18 می سال 2000 در شهر مکزیکوسیتی در انجمن بین المللی برای افتتاحیه ی فستیوال موسیقی نو اجرا شد. مواد موسیقائی اثر آشکارا از موسیقی سنتی ایران مشتق شده است. کوک، ریتم، فرم، دقیقاً ساختمان چند صدائی (همچون تقلید، حرکت معکوس) وابسته به سیستم دستگاهی ایران است. دستگاه پایه خوش نویسی ها دستگاه شور است که مشتمل از 2 دانگ بهم پیوسته با گام D بعنوان تونیک است. حرکت پائین رونده از A,B ,C,D و حرکت بالا رونده ،A,G,F,E ,D است. خوش نویسی شماره 1و3 بر اساس دستگاه شور، و بیات زند در خوش نویسی شماره 2 بکار گرفته می شود.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...
chant & dance-سرود و رقص سرود و رقص "Chant and Dance"
سرود و رقص که در سال 1990 تکمیل و برای گروه کوچک موسیقی جدید پیتسبرگ تصنیف شد، نخستین بار در 30 آوریل 1990 توسط همان گروه اجرا شد. قطعه متشکل از 2 موومان بدون انقطاع است. موومان اول سرودی است که برای تکنوازی فلوت آلتو نوشته شده که توسط سونوریته ملایم (آرام) چلستا، پیانو و سازهای کوبه ای فلزی همراهی می گردد. در این موومان اجرای تکنیک گسترده روی فلوت به شکل زمزمه کردن همزمان نواختن بکار رفته است. زمزمه همزمان با نواختن باعث می شود ساختار اصوات فرعی فلوت آلتو را به سبب هارمونیک های بالائی اش (فواصل پنجم و هشتم) تغییر دهد و صدای حاصله شبیه به صدای نی حاصل شود. موومان دوم رقص سریعی با ریتم لنگ است که بوسیله ی گروه نواخته می شود. در دو بخش، موسیقی به فضای آرام موومان اول برمی گردد و بعضی از تم های موومان اول مجدداً ظاهر می شوند. ریتم های لنگ در رقص فوراً به دنبال بخش میانی آرام می آید و قطعه با انتهائی بلند و خشن به پایان می رساند.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...
خوش نویسی شماره 4 : برای سنتور و کوارتت زهی
خوش نویسی شماره 4 برای داریوش تقفی استاد سنتور و کوارتت لاتینو آمریکانو نوشته و در 24 ژانویه 2002 در پیتسبرگ اجرا شد (تراک 29). مواد موسیقائی اثر بطور کامل از موسیقی سنتی ایران مشتق شده است. خصوصیات موسیقی قطعه دقیقاً از حیث کوک، ریتم و فرم وابسته به سیستم دستگاهی است. دستگاه پایه خوش نویسی شماره 4، شور است. شور مشتمل از دو دانگ بهم پیوسته، فراز و فرود، با تونیک نت لا می باشد. حرکت پائین رونده شامل نت های، لا، سل، فا سری و می و حرکت رو به بالای آن نت لا، می کرن، دو و ر است.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...
آهنگ های محلی(سری 15)
آهنگ های محلی سری 15توسط نوازندگان گروه مجلسی سیاتل در 23 می 1999 اجرا شد. این اثر سری پانزدهم از دور مسلسل آهنگ های محلی ایران بوده که رضا والی از 1978 آغاز به تصنیف کرده است. قطعه مشتمل از هفت موومان است که هر یک به سبک یک آهنگ محلی (آهنگ محلی مجازی) تصنیف شده است.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...
  رو به وسعت بی انتها
"رو به وسعت بی انتها"، کنسرتو برای نی و ارکستر در قالب پروژه ای برای خسرو سلطانی و ارکستر مدرن بوستون نوشته شده است. عنوان و محتوای اثر الهامی از شعر "ندای آغاز" سهراب سپهری است: ... باید امشب بروم/ باید امشب چمدانی را / که به اندازه ی پیراهن تنهائی من جا دارد، بردارم و به سمتی بروم / که درختان حماسی پیداست / رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند / …. کنسرتو مشتمل از یک مقدمه و سه موومان است. موومانهای دوم و سوم بواسطه یک اینتر لود (میان پرده) به همدیگر متصل می شوند. سراسر کنسرتو، تکنوازی نی بعنوان (سالک یا رهرو) شخصیت پردازی گشته، در حینی که ارکستر شخصیت پردازی بخشی از محیط اطراف سالک بعنوان وادی است.
شرح خلاصه موومان ها:
مقدمه، مغاک: غوطه ور ساختن از ضمیر انسان. محیطی از بیم، ترور، خشونت و جنگ. موسیقی مقدمه به شدت خشن و با بکارگیری هارمونی های دیسونانس نامطبوع است. صدای آژیر در پایان مقدمه، فاجعه ای در حال شرف را نقل می کند.
موومان اول، گذرگاه: موومان با ورود تکنوازی نی در آواز محزون بیات کرد آغاز می شود، تکنوازی نی بتدریج با حرکت های بالارونده از میان یک سری دانگ های 4 صدایی (تتراکورد) دستگاه شور به بالا می رود و در نهایت به دستگاه همایون در پایان موومان می رسد.
موومان دوم، رقص سماع : موومان دوم بر اساس 2 دانگ 4 صدایی بالائی دستگاه همایون است. کاراکتر موومان رقص سماع دراویش را بیاد می آورد.
میان پرده اینتر لود، برگشت به مغاک: اینتر لود بر اساس مواد تماتیک مقدمه است. زبان موسیقائی دوباره خشن و ناملایم می شود.
موومان سوم، هبوط و متخیل: موومان سوم بر اساس آواز دشتی است. مواد موسیقائی این موومان وابسته به مواد تماتیک موومان اول است. همچنین، یک واریاسیون از تم اصلی موومان دوم در موومان سوم برگشت می کند.
بالا
معرفی گروه
  اركستر فيلارمونيك كارنگي ملون
اركستر كوچك گروه موسيقي دانشگاه كارنگي ملون در پيتسبرگ پنسيلوانياي آمريكاست كه تحت سرپرستي خوان ايزكوئردو(2)، كنسرت‌هاي دوره‌اي با تأكيد بر رپورتوارهاي كنسرتي و گهگاه شاهكارهاي اجرا شده، شامل آثار آهنگسازان قرن بيستم ارائه مي‌دهد. ازجمله بخش‌هاي درخشان كنسرت اجراي مشهور قطعه پيشگام آمريكوس(3) اثر ادگار وارس(4) در آوريل 1995 بود كه در تالار مركزي كندي واشنگتن دي ـ سي اجرا شد. در سال 1996 اركستر فستيوال موسيقي يانيس گزناكيس(5) را با اجراهايي در پيتسبرگ و تالار كارنگي نيويورك به مناسبت هفتاد و پنجمين سالگرد تولد اين آهنگساز ارائه كرد.

Flute concerto & deylaman-کنسرتو فلوت و دیلمان خوان پابلو ايزكوئردو
خوان پابلو ايزكوئردو در سانتياگوي شيلي متولد و در سطح بين‌الملل به حرفه‌ي رهبري اركسترهاي بزرگي در برلين، درسدن، فرانكفورت، هامبورگ، ليپزيك، مادريد، مونيخ، پاريس، وين و بسياري ديگر مشغول است.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...

calligraphy-خوش نویسی کوارتتو لاتینو آمریکانو
گروه كوارتتو لاتينو آمريكانو در سال 1981 در مكزيك شكل گرفت و طي دو سال جايزه‌ي نخست مؤسسه منتقدين موسيقي مكزيك به آنها اعطا شد. در پي آن، رويدادنامه سان‌فرانسيسكو گروه كوارتتو را به عنوان اولين گونه‌ي گروه سرشار از روحيه‌ي «پرشور» توصيف كرد.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...
 
chant & dance-سرود و رقص آلبرتو آلمارزا
آلبرتو آلمارزا(16) اهل شيلي، يكي از ماهرترين نوازندگان فلوت در آمريكاي لاتين هنرمندي شناخته شده است. او در سال 1986 به عنوان نوازنده اصلي اركستر فيلارمونيك سانتياگو برگزيده شد، موقعيتي كه به مدت چهار سال ادامه يافت. بورس تحصيلي آندس فونديشن، او را قادر ساخت تا به عنوان هنرجوي خوليوس بيكر(17) و نيز تحصيل انفرادي نزد جين باكستر ستر در نيويورك، درجه استادي خود را در دانشگاه كارنگي ملون كامل كند.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...

  آلوارو بيترن
آلوارو بيترن(19) نوازنده ويلنسل در شيلي متولد و در مكزيك رشد يافته است. او تحت‌نظر جانوس استاركر(20) به مدت چهار سال تحصيل كرد و خودش را به عنوان نوازنده‌ي پيشرو در رسيتال و حضور در اركسترهاي سراسر آمريكاي لاتين محقق ساخت. بيترن بسياري آثار جديد كه مخصوصاً براي او نوشته شده، در مكزيك و آمريكاي شمالي و جنوبي اجراي صحنه‌اي و ضبط كرده است.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...
بالا
محل تبلیغ شما
 
 
   
 
درباره ما تماس با ما
 
  تمامی حقوق برای موسسه فرهنگی هنری ارغنون محفوظ می باشد و هرگونه برداشت مطلب با ذکر موخذ بلامانع می باشد.